زنان پیشگام در تاریخ سینمای ایران

زنان پیشگام در تاریخ سینمای ایران

 

در هر حرفه ای پیشگامان کسانی هستند که با توجه به خود این واژه اولین گام را در آن زمینه برداشته اند.

 

اولینها همواره دارای ارج و قرب خاصی هستند. اما در بیشتر اوقات گام اول را بر داشتن با خطرات و

 

ریسکهای زیادی همراه است و درست به همین خاطر است که خیلیها  به مشکلات و دردسرهایی که در گام

 

نهادن در یک حرکت نو وجود دارد تن نمی دهند و منتظر می مانند تا شجاع مرد یا شجاع زنی در این راه گام

 

برداشته و با برداشتن موانع راه را برای آنها هموار کند. اما در مورد سینمای ایران وقتی که تاریخچه آنرا

 

مرور می کنیم و به نقش زنان در دوره های مختلف میرسیم، مهمترین بخش آن را اولین حضور زن ایرانی

 

در سینما رقم میزند. من در این مطلب به معرفی اولین زن بازیگر و اولین کارگردان زن سینمای ایران می

 

پردازم. چرا که این دو در این دو رشته اساسی تابوها را شکسته و راه را برای فعالیت زنان در رشته های

 

دیگر باز کردند.

 

 

روح انگیز (اولین بازیگر زن در سینمای ایران)

 

 

اگر چه قبل از روح انگیز  زنان دیگری در فیلمهای صامت اولیه بازی کردند اما همه انها بانوان ارمنی بودند

 

که از صحنه تئاتر به سینما امده بودند . مادام سیرانوش، لیدا ماطاوسیان، ژاسمین ژوزف، زما اوکانیانس،

 

آسیه قسطانیان از جمله این زنان بودند و به همین خاطر مانعی سر راهشان نبود. هنگامیکه عبدالحسین سپنتا

 

در سال 1312  تصمیم گرفت اولین فیلم ناطق سینمای ایران با نام دختر لر را بسازد  با مشکل یافتن هنرپیشه

 

زن مواجه بود. طبق سنتهای رایج تا اغاز دوره پهلوی زنان اجازه نداشتند در نمایش ها ظاهر شوند و به همین

 

خاطر در مراسم تعزیه نیز از پسران  مبدل به لباس زنانه  و با ارایش زنانه در نقشهای مربوطه استفاده می

 

کردند.  سپنتا که فعالت فیلمسازی اش در بمبئی هندوستان و در کمپانی امپریال متمرکز بود به سراغ همسر

 

یکی از کارکنان کمپانی امپریال (روح انگیز) رفت و با این توجیه که با قبول این نقش نام خود را به عنوان

 

اولین بازیگر زن در تاریخ سینما ثبت خواهد کرد او را راضی به ایفای نقش گلنار در فیلم دختر لر کرد.

 

روح انگیز با نام حقیقی صدیقه سامی نژاد در سال 1295 در شهر کرمان به دنیا امد ودر سن سیزده سالگی به

 

هندوستان سفر کرد.  با توافق اقای دماوندی همسر روح انگیز و با تمایل خود وی فیلم دختر لر در هندوستان

 

کلید خورد و اولین بار در تاریخ سی ام آبان 1312 در چند سالن سینما در تهران به نمایش در آمد. طبق

 

مستندات موجود فیلم با استقبال پر شور مردم مواجه شده و حتی مادر بزرگها ی خیلی پیر هم برای دیدن

 

سرگذشت دختر لر رفتند. اما اکرچه فیلم با استقبال خوشی روبرو شد ولی برای روح انگیز سرنوشت نا

 

خوشایندی را رقم زد. او در فیلم مستندی به نام سینمای ایران از مشروطیت تا سپنتا که در سال 1349 توسط

 

محمد تهامی نژاد ساخته شد حضور پیدا کرد و سرگذشت تلخ خود را بعد از بازی در دختر لر شرح داد. در

 

جایی و در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده می گوید که هنگام اقامت در هند، ایرانی های متعصب

 

بخصوص کرمانی ها او را مورد ضرب و شتم قرار می دادند  و حتی بطری به طرفش پرت می کردند

 

بطوریکه پس از آن مجبور بوده همراه با محافظ از استودیو امپریال فیلم خارج شود.

 

روح انگیز پس از دختر لر یکبار دیگر و برای آخرین بار در فیلم شیرین و فرهاد  سومین ساخته سپنتا در

 

سال 1313 ظاهر شد.  او پس از این فیلم و شش سال زندگی در هندوستان به همراه همسزش به ایران

 

بازگشت و پس از جدا شدن از همسرش  همراه با مادرش زندگی کرد.

 

بعد ها به استخدام اداره بهداری جیرفت در آمد  اما  به طور کلی زندگی را با فقر و تنگدستی سپری کرد.

 

گفته می شود که محسن مخملباف هنگام ساخت ناصرالدین شاه آکتور سینما در سال 1370 در جست و جوی

 

سامی نژاد بود تا در صحنه هایی از فیلم از او استفاده کند اما با خبر می شود که خانم روح انگیز یا صدیقه

 

سامی نژاد اولین بازیگر تاریخ سینمای ایران در سن 81 سالگی و در اوج تنهایی و فقر چشم از جهان فرو

 

بسته است.

 

 

شهلا ریاحی (اولین کارگردان زن سینمای ایران)

 

قدرت الزمان وفا دوست  با نام مستعار شهلا در 17 بهمن  سال 1305 در شهر تهران به دنیا آمد.  پدرش

 

رییس دادگستری مشهد و نماینده مردم مشهد بود و هنگامیکه به تهران منتقل می شود  برای دومین بار

 

ازدواج می کند که  شهلا ثمره این وصلت می شود. در سال 1320 با پسر عموی ناتنی اش اسماعیل ریاحی

 

که بازیگر تئاتر بود ازدواج کرد. خودش در باره این آشنایی چنین می گوید:”  نحوه آشنایی من با ریاحی از

 

طریق نسبت دور خانوادگی بود، با اینکه دختر عمو- پسر عموی ناتنی بودیم، رفت و آمد نداشتیم . تا روزیکه

 

من چهارده ساله بودم و توسط ” مادر ریاحی” به منزلشان دعوت شدیم ، در این میهمانی من و ریاحی که

 

جوانی بیست ساله و آموزگار بود ، با هم رو به رو شدیم ، هر دو دوستانه و با یک نوع توجه و علاقه جوانانه

 

با هم اخت شدیم ، در همان میهمانی ، ” مادر ریاحی” و ” مادر بزرگ من ” ، صحبتهایی را که در یک

 

مجلس خواستگاری می شود ، گفتند و شنیدند . و ما را برای ازدواج با یکدیگر پسندیدند و موافقت خود را با

 

وعده ملاقات هفته بعد ، در خانه ما اعلام کردند . هفته بعد مادر و دو خواهر ریاحی به اتفاق او به خانه ما

 

آمدند . قرار شد نامزد کنیم تا یک سال بعد که ” ریاحی ” آمادگی بیشتری برای تشکیل زندگی پیدا کند و بعد ازدواج کنیم ، اما اینطور که ” ریاحی” بعدها برایم گفت ، چنان برای این ازدواج اشتیاق و بی قرار ی از خود نشان داد که ما هفته بعد به جای نامزدی ، در 24 دی سال1320 عجولانه پای سفره عقد نشستیم.”

 

شهلا فعالیت هنری اش را از مهر ماه 1323 با بازی در نمایش “سیاست هارون الرشید” اغاز کرد. او آن روز ها را اینطور تعریف می کند:”  سوای عشقی که ریاحی به من و خانواده ابراز می کرد عشق دیگری هم او را مشتاقانه به سوی خود می کشید ، و آن هنر تئاتر بود ، یک روز که من هفده ساله بودم ، یک پیشنهاد غیر منتظره را با من در میان گذاشت و گفت تصمیم گرفته است برای بازیگری به تئاتر برود و می خواهد من را هم با خود به تئاتر ببرد .
آشنایی من با تئاتر تنها در حد دیدن چند نمایش بود. نه شناختی از تئاتر داشتم و نه حتی علاقه ای نسبت به این کار در خودم حس می کردم ؛ اما ” ریاحی ” چنان مشتاق و مصمم از این پیشنهاد صحبت می کرد که من دلم نیامد ، به ریاحی جواب رد بدهم و مخالفت کنم ، در نتیجه موافقت خود را اعلام کردم . به این ترتیب درمهر ماه 1323 مرا به تئاتر تهران برد و به عنوان داوطلب بازیگری معرفی کرد .تئاتر آن زمان هم ، به علت کم بودن بازیگرزن ، با چند آزمایش و تست ظاهری من و ریاحی را پذیرا شد و در همان ابتدای کار ، نقش اول زن نمایشنامه ای به نام ، ” سیاست هارون الرشید” را که اقتباسی از داستانهای ” هزار و یک شب” بود به من محول کردند . باز هم شانس به یاری من آمد ؛ استعداد این هنر در من نهفته بود و روی صحنه امکان بروز پیدا کرد و کار من ، به عنوان بازیگر مورد توجه کارگردانان و تماشاگران قرار گرفت و با اجرای دو- سه نمایشنامه ، من توانستم به عنوان چهره ای موفق و محبوب در محدوده هنر تئاتر آن زمان ، درخشش پیدا کنم و مطرح شوم. وقتی ریاحی مرا به دنیای هنر برد با شرایط نا آگاهانه ای که در آن زمان نسبت به تئاتر وجود داشت و به این هنر با یک نوع تحقیر و حتی گاهی توهین آمیز نگاه می شد ، خانواده من و ریاحی ( هر دو خانواده ) با خشم و غضب و فریاد و اعتراض با ما در گیر شدند که کار به قهر و تهدید هم رسید ، اما ریاحی عاشقانه و روشنفکرانه و مصممانه با این جوش و خروش مخالف ، برخورد کرد و به راه خود ادامه داد که بینش آگاهانه و شهامت ریاحی در آن زمان و آن دوره تحسین برانگیز است .

 

شهلا تا سال 1330 در نمایشنامه هایی چون: رمئو و ژولیت ، باغ وحش شیشه ای اسب بالدار، باد بزن خانم ویندر میر بازی کرد و در سال 1330 با ایفای نقشی در فیلم خوابهای طلایی ساخته مجید محسنی وارد عرصه سینما شد.   در سال 1334 فیلم مرجان را کارگردانی کرد و بدین ترتیب به عنوان اولین کارگردان زن در تاریخ سینما معرفی شد.  از سال 1342 تا 1356 در رادیو به عنوان کارگردان و بازیگر فعالیت داشت و هنگامی که تلویزیون در ایران پا گرفت به قول خودش از طریق این جهبه جادویی به خانه ها راه  پیدا کردکه نتیجه آن ده ها سزیال تلویزیونی می باشد.

 

دختر چوپان ، بوسه مادر، گدایان تهران، بیست سال انتظار، جهان پهلوان ، دنیای پر امید،  زیر گنبد کبود، قاتلین هم می گریند تعدادی از فیلمهای قبل از انقلاب او می باشند . شهلا پس از انقلاب و از سال 1366 با فیلم پرنده کوچک خوشبختی بار دیگر مقابل دوربین حاضر شد و در فیلمهایی مثل : سرب، بچه های طلاق ، دلشدگان ، می خواهم زنده بمانم، عروسی خون ایفای نقش کرد.

 

شهلا  ریاحی هم اکنون با داشتن چندین نوه ونتیجه در کنار همسرش اسماعیل ریاحی زندگی را به گفته خودش همچنان با عشق و محبت دنبال می کند. چندی پیش از این بانوی 80 ساله سینما در تهران تجلیل به عمل آمد.

 

 

♣♣  در نوشتن این مطلب از  قسمتهایی از کتاب صد چهره سینمای ایران(عباس بهار لو) و بخشهایی از گفتگو با شهلا ریاحی استفاده کردم.

 

 

 

 

زنان پیشگام در تاریخ سینمای ایران

| Activities, Books and Articles |